شیطون کوچولو

95/10/20

سلام نفس مامان این روزا از شیطونی هات هر چی بگم کم گفتم حسابی شیطون ولجباز شدی والبته خیلی شیرین امروز صبح که میخواستم برم سر کار از خواب بیدار شدی و می گفتی نرو اگه بری سر کار من ناراحت میشم خلاصه از دلم نیومد اونجوری رهات کنم تا ساعت 10 پیشت نشستم ولی رضایت ندادی که برم می گفتی اده ب لی دیده نیایی من دیده چشاتو نبینم تی کار کنم   واای نمیدونم این حرفا چه جوری تو ذهنت میاد خلاصه با هزار زور وزحمت رضایت دادی تا برم سر کار  قربونت برم عشقم دوستت دارم یه دنیا ...
20 دی 1395
1