شیطون کوچولو

خاطرات امیرحسین

95/12/25 اسفند

  بوی عیدی  بوی توپ بوی کاغذ رنــــگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره نــــو   بوی یاس جا نمازه ترمه مادر بــــــزرگ   با اینا زمستونو سر میکنم با اینا خستگیمو در میکنم     ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال ما را به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک ...
25 اسفند 1395

95/12/06 تولد

سلام عزیزترینم  چند روزی بود که مدام می گفتی تولدمه  برام تولد بگیرین من شمع فوت کنم  جمعه وقتی رفته بودیم بیرون گفتی من کیک میخوام تولد میخوام برات یه کیک کوچولو موچولو با طح مینیون گرفتیم که تو دل گل پسرم نمونه البته بیشتر قسمت شمع فوت کردنشو دوست داری تا کیک خوردنشو . دوستت دارم عزیزم        ...
8 اسفند 1395
1