شیطون کوچولو

تعطیلات عید فطر 95

سلام عزیزز دلم یه کم دیرشد که مطلب مربوط به عید فطر رو برات بنویسم . تعطیلات عید فطر به سمت شمال رفتیم که جاده ها فوق العاده شلوغ بود و کلی تو ترافیک بودیم ناهارمون و تو مسیر خوریم که نرسیده به تونل کندوان جاده از ترافیک قفل شد و به ناچار برگشتیم .  دوستت دارم .       ...
30 تير 1395

زندگی است دیگر...

زندگی است دیگر...   همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ، همه سازهایش کوک نیست ،   باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ، حتی با ناکوک ترین ناکوکش، اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن، حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد، به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ، به این سالها که به سرعت برق گذشتند، به جوانی که میرود. میانسالی که نزدیک میشود حواست باشد به کوتاهی زندگی، به زمستانی که رفت ، بهاری که تمام شد، تابستانی که دارد تمام میشود گرم گرم، ریز ریز، آرام آرام، نم نمک ... زندگی به همین آسانی می گذر...
20 تير 1395

اندر احوالات این روزها (خرداد 95)

سلام عزیزتر از جانم علی رغم مشکلات زیادی که داشتیم خونه خریدیم و محل زندگیمونو عوض کردیم و تو منزل جیدید ساکن شدیم . تو گیر و دار روزای آخر جابه جایی مون دایی محمد آبله مرغون گرفت و ده روز اومد مرخصی وما مجبور شدیم تو رو ببریم خونه مامان راحله که تو این مدت ده روز که دایی اومده اونجا نباشی و من وبابا علی مجبور بودیم که بعد از کار بیاییم خونه و اسباب جمع کنیم بعدشم بیاییم پیش تو که خونه مامان راحله بودی خلاصه اسباب کشی مون مصادف شد با ماه رمضون و سرما خوردگی شما و یه پامون خونه خودمون برای جمع اسباب و کارای این شکلی یه پامونم خونه مامانی پیش شما به هر حال با هر سختی که بود تموم شد وبه قول خودت اومدیم خونه جدید. خیلی ذوق کردی از این که ت...
1 تير 1395
1