شیطون کوچولو

تولد 5 سالگی با تم بن تن

پسرم! تولدت را در حالی تبریک می‌گویم که به تو دلگرمم. به تویی که برای خودت مردی شده‌ای و شمع‌های تولدت را با غرور و سربلندی فوت می‌کنی. دوستت دارم. تولدت مبارک عشقم  ...
14 آذر 1397

3 روز تا تولد دلبندم

پسرم مراقب باش، اینجا زمین است. اینجا زمین گاهی خشک و سخت، وگاهی نرم و نمناک است.  اما باید طوری زندگی کنی که همیشه ردپای بودنت برای جهان و جهانیان بماند. نگذار زمین و   آسمان سرنوشت تو را تعیین کنند و باید این را بدانی که نه آمدنمان دستخودمان است و نه رفتنمان!!! اما آمدن ورفتن دونقطه اند، اینکه چگونه بهم وصل میشوند، هنر آدم بودن و آدم ماندن ماست . ...
11 آذر 1397

گربه

سلام نفسم امروز که داشتیم باهم میرفتیم مهد تو مسیر با یه صحنه خیلی جالب و بامزه مواجه شدیم کلی ذوق کرده بودی و البته تعجب من که خودم کلی ذوق کرده بودم. امیرحسین : مامان دارن صبحونه میخورن  مامان : اره عزیزم دارن صبحانه شیر مامانشون و میخورن ...
2 آبان 1397

ابراز علاقه پسرم

سلام عزیزترینم  دیشب وقتی میخواستی بخوابی اومدی کنارم و بغلم کردی و گفتی مامانی خیلی دوستت دارم    خیلی از عشقت لذت میبرم   میخوام برات انگشتر بخرم بامن ازدواج کنی   ​​​​​​ خیلی خوبی  قربونه ابراز علاقه کردنت نفسم  ...
28 مهر 1397

جان مادر

وقتی بزرگ می شوی دیگر خجالت می کشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای می خوانند دست تکان دهی. خجالت می کشی دلت شور بزند برای جوجه قمری هایی که مادرشان بر نگشته، فکر می کنی آبرویت می رود اگر یک روز مردم ( همان هایی که خیلی بزرگ شده اند ) دل شوره های قلبت را ببینند و به تو بخندند. وقتی بزرگ می شوی دیگر نمی ترسی که نکند فردا صبح خورشید نیاید،حتی دلت نمی خواهد پشت کوه ها سرک بکشی و خانه خورشید را از نزدیک ببینی! دیگر دعا نمی کنی برای آسمان که دلش گرفته،حتی آرزو نمی کنی کاش قدت می رسید و اشکهای آسمان را پاک می کردی!   وقتی بزرگ می شوی قدت کوتاه می شود آسمان بالا می رود و تو دیگر دستت به ابرها...
14 مهر 1397