شیطون کوچولو

خاطرات امیرحسین

عکس های مهد کودک

سلام نفسم یه تعدادی از عکس ها و کارایی که تو مهد کودکت داشتی و برات میذارم                                                               ...
8 شهريور 1396

شروع مهد کودک96/04/10

سلام  نفسم با توجه به اینکه مامان فاطمه دیگه خیلی توانایی نگهداری از تو رو نداشت و  تو سنی هستی که مدام نیاز به بازی و سرگرمی و البته آموزش داری تصمیم گرفتیم که بذاریمت مهد کودک . جاهای زیادی رو دیدم ودر نهایت نزدیک محل کارم مهد کودک گل مهر و انتخاب کردیم امیدوارم که درست انتخاب کرده باشیم .
13 تير 1396

قهرمان شدن امیرحسین

سلام عزیز دلم مدتی علاقه مند به بتمن و بن تن شدی و مدام از قهرمان شدنت میگی مامان راحله برات لباس بتمن و خرید و تو کلی ذوق کردی منم برات ساعت بن تن خریدم  واای تو پوستت نمیگنجیدی از خوشحالی و فکر میکردی که با این ساعت تبدیل میشی وقتی ساعت وبستم به دستت صفحه اشو با دستت چرخوندی و با تعجب پرسیدی پس چراا تبدیل نمیشم مامان زلا ساعتش خرابه زنگ بزن به بن تن بهش بگو بیاد ساعتشو با من عوض کنه ماله من خرابه من میخوام به مرد آتش تبدیل بشم . ...
27 خرداد 1396

سه شنبه 95/02/05 فشم

سلام عزیز مامان سه شنبه مبعث بود و تعطیل بودیم که با بابا سعیدینا رفتیم فشم . هوا بارونی بود  اما خوش گذشت عکساشو بعدا برات میذارم . عشقم در حال  اینم از بلالای خوشمزه  ...
7 ارديبهشت 1396

جان منی

   جان منی از این عزیزتر نمی شود جان منی و خوش به حالت که مادرت تو را مثل گوش ماهی هایی که خودش کنار دریا کشف کرده دوست دارد برایت یک مشت بوسه میفرستم باز هم هست از این بوسه های عاشقانه برایت زیاد کنار گذاشته ام     اینجا رفته بودیم شهر بازی      ...
4 ارديبهشت 1396